حال به این پرسش پاسخ داده می شود:

اولا: فلسفه همه احكام و جزئيات آنها به طور تفصيلي روشن نيست و آگاهي از آن دانشي فراتر از تنگناهاي معارف عادي بشري مي طلبد. ليكن به طور اجمال، روشن است كه همه احكام الهي تابع مصالح و مفاسد واقعي در متعلق آنهاست. بنابراين در صورتي كه فلسفه حكمي را بالخصوص ندانيم، بنا بر قاعده كلي فوق بايد از آن پيروي كنيم; زيرا در آن يقين به وجود مصلحتي هست، هر چند بر ما ناشناخته باشد. ثانيا: در يافتن فلسفه احكام، نبايد هميشه به دنبال علوم تجربي رفت و مادي و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه همواره در پي يافتن مصلحت يا مفسده اي طبي يا ... باشيم، برخاسته از نگرشي مادي گرايانه است; در حالي كه بسياري از احكام، مصالحي معنوي دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشري قابل تحقيق نيست و آنها با متد تجربي خود، قادر به دادن حكمي - نفيا يا اثباتا - پيرامون آن نيستند و اگر نظري هم بدهند، بسيار سطحي است; زيرا چه بسا مساله حكمتي برتر و بالاتر داشته باشد; مثلا در مورد روزه علوم به خواص بهداشتي آن پرداخته است، ولي قرآن مجيد فلسفه اي بالاتر را بيان فرموده و آن ((تقوا يابي)) است. ولي گفتني است كه چنانكه در بعضي از روايات اسلامي اشاره شده است علت واجب بودن نماز آيات اين است كه گاهي خداوند به جهت پاره اي از گناهان كه از بندگان سر مي زند آنها را مستحق عذاب مي بيند ولي باز از باب رحمت واسعه و لطفي كه به بندگان دارد براي اينكه به آنها فرصت ديگري بدهد بوسيله آشكار كردن علايم كه به آن آيات مي گويند; يعني، گرفتن ماه و خورشيد يا بروز زلزله و رعد و برق و وزيدن بادهاي سرخ و سياه زنگ خطر مي نوازد تا انسان ها راهشداري دهد، و بلكه به درگاه او روي آورند و از كردار خود توبه نمايند و با خواندن اين دو ركعت نماز و تضرع و زاري موجب رفع عذاب شوند. از امام رضا(ع) روايت شده كه علت كسوف و خواندن نماز آيات اين است كه چون معلوم نيست اين آيه نشانه عذاب يا رحمت است رسول خدا(ص) به امتش دستور توجه به درگاه خدا داده تا شر عذاب را بوسيله آن از خودشان دور كنند همان گونه كه قوم حضرت يونس وقتي آثار و نشانه هاي عذاب را ديدند با تضرع و زاري و بازگشت به درگاه خدا عذاب حتمي را از خود دفع كردند.(كتاب وسائل الشيعه، ج 5 ص 14)
منبع
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی